عبدالله مستوفى

61

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مسافرت سوم مظفر الدين شاه بفرنگ بارى سال موعود يعنى 1323 رسيد و عين الدوله بوعدهء خود وفا كرده از صرفه‌جوئيهاى خود در مخارج و افزايش گمرك و مبلغى كه از بابت اقساط حقوق سه ماههء مواجب‌بگيرها پس‌انداز شده و بيكار بود ، شاه را با همراهانى محدودتر بفرنگ برد . حتى براى اينكه بتواند خرجهاى لازم و سفارشات شاه را كه مثل بچه ها هرچه ميديد دلش ميخواست و ممكن نبود به تمام تقاضاهاى او جواب منفى داد عهده كند ، مقرر داشت كه تواناهاى ملتزمين در جاهائى كه مهمان نيستند ، كرايه راه و خرج هتل را از كيسهء خود بپردازند . اين قرار گذشته از صرفه‌جوئى ، فائدهء ديگرى هم داشت . تفريح مفت را همه كس طالب بود ولى وقتى كه ميديدند ضمنا بايد خرجى هم بكنند ، عدهء داوطلب و زحمت جوابگوئى آنها بخصوص از ميان تركهاى صرفه‌جو ، كمتر ميشد . بارى محمد - على ميرزا وليعهد را براى نيابت سلطنت از تبريز خواستند و به اين مسافرت عزيمت نمودند . در اين مسافرت هم پذيرائيهائى كه بتشريفات ورود و يك شب مهمانى رسمى محدود بوده ، از طرف دولى كه شاه از كشور آنها عبور يا بپايتخت آنها وارد ميشد ، به عمل آمد ولى دربار روسيه شاه را به پطرهوف « 1 » مقر ييلاقى امپراطورى كه بيست سى كيلومترى پايتخت و در ساحل درياى بالتيك واقع است ، دعوت كرده و چند روزى پذيرائى شايانى به عمل آورد . روسها به جهت منافع سياسى و تجارتى كه با ايران داشتند ، البته با ساير دول خيلى فرق داشتند . دولى كه با ايران همسايه نبوده و منافع سياسى و تجارتى آنها در ايران چندان زياد نبود ، دليلى نداشت كه يكسال در ميان شاه ايران را با ملتزمين سنگين و دم و دنبالهء زياد پذيرائى رسمى كنند . در اوائل پائيز 1323 شاه وارد پايتخت خود شد . ورود بعد از اين مسافرت‌ها بپايتخت ، هميشه با سروصداى زياد و آذين‌بندى خيابانها و چهارراه‌هاى معبر شاه صورت ميگرفت . تركهاى دربارى ، شاه‌پرستى خود را بخرج عمواقلى حاجى . . . آقا هاى تبريزى كه بواسطهء بسته شدن راه تجارت تبريز بتهران هجوم كرده و اكثر مشغول تجارت تفنگ و فشنگ براى فروش به اين و آن بوده و دخلهاى سرشار از اين راه ميبردند اظهار ميكردند . امين السلطان براى دم جا دادن به تركها و عين الدوله براى اينكه از اين بابت حقى ميبرد ، اهميتى بوجود اسلحه در دست افراد بخصوص ايلات نداده سهل است ، به اين اسلحه عنوان تفنگهاى دولتى و بسفارت پطرزبورغ دستور ميدادند كه براى صدور جواز اقدام نمايند . بارى حاجى . . . آقاها از يكفرسخى شهر هريك آذين‌بندى چهار راهى را به عهده ميگرفتند و طاقهاى نصرت چهار دهنه و دو طبقه از چوب ميساختند و آنها را با قاليچه پوشانده بچهلچراغها و جارها آينه‌هائيكه بعد از باز شدن راه انزلى بتهران خيلى زياد شده بود ، مزين ميكردند و در هر سفر دو سه شبى با قند يكمن سه قران ، شيرينى و چاى و شربت فراوان بناف واردين ميبستند . تركهاى دربارى هم كه در اين جشنها تا حدى صاحب خانگى داشتند ، احساسات

--> ( 1 ) - peterhof